.






















love b love

غصــه نخــور ؛ کنــار آمـده ام بـا نبـودنت . . . خیلـی که دلـم بگیـرد ،
گریـه میکنـم

ﺭﻓﺘﻨِﺖ.... .ﻧﺒﻮﺩنت.. ...ﻧﺎﻣﺮﺩﯾﺖ
ﻫﯿﭽﮑﺪﻭﻡ ﻧﻪ ﺍﺫﯾﺘﻢ ﮐﺮﺩ,ﻧﻪ ﻭﺍﺳﻢ ﺳﻮﺍﻝ
ﺷﺪ.....ﻓﻘﻂ ﯾﻪ ﺑﻐﺾ ﺩﺍﺭﻩ ﺧﻔﻢ ﻣﯿﮑﻨﻪ...ﭼﻪ
ﺟﻮﺭﯼ ﻧﮕﺎﺕ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﻣﻨﻮ ﺗﻨﻬﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﯽ؟؟؟

 

نوشته شده در چهارشنبه 15 شهریور 1391ساعت 21:55 توسط loveblove| ارسال نظر(0) |

من منتظرت شدم ولی در نزدی / بر زخم دلم گل معطر نزدی

گفتی که اگر شود می آیم اما / مرد این دل و آخرش به او سر نزدی

نوشته شده در سه‌شنبه 14 شهریور 1391ساعت 00:38 توسط loveblove| ارسال نظر(0) |

محبت به نامرد ، كردم بسی محبت نشاید به هر نا كسی

تهی دستی و بی كسی درد نیست كه دردی چو دیدار نامرد نیست

به نامردمان مهر كردم بسی نچیدم گل مردمی از كسی
بسا كس كه از پا در افتاده بود سراسر توان را زكف داده بود
به حیلت گری خنجر از پشت زد بخونم ز نامردی انگشت زد

نوشته شده در یکشنبه 12 شهریور 1391ساعت 14:52 توسط loveblove| ارسال نظر(1) |

مچاله کن ، بشکن ، بند بزن ، خط بزن ، خلاصه راحت باش

ارث پدرت نیست ، دل تنهای من است

مینویسم نامه و روزی از اینجا میروم / با خیال او ولی تنهای تنها میروم
در جوابم شاید او حتی نگوید کیستی / شاید او حتی بگوید لایق من نیستی
مینویسم من که عمری با خیالت زیستم / گاهی از من یاد کن ، حالا که دیگر نیستم

 

نوشته شده در یکشنبه 12 شهریور 1391ساعت 14:46 توسط loveblove| ارسال نظر(1) |

کجایی ای رفیق نیمه راهم

که من در چاه شب های سیاهم

نمی بخشد کسی جز غم پناهم

نه تنها از تو نالم از خدا هم

این دلی که شکستی مال من نبود

خیلی وقت پیش تقدیم به تو شد

خوشحالم چون حالا میتونم جای دل سنگ بذارم تو ســ ــینه

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 08 شهریور 1391ساعت 23:26 توسط loveblove| ارسال نظر(1) |

چقدر سخته
دلت بخواد سرتو باز به دیواری تکیه بدی که
یه بار زیر آوار غرورش همه وجودت له شده

 

نوشته شده در چهارشنبه 08 شهریور 1391ساعت 23:15 توسط loveblove| ارسال نظر(0) |

هر روز نبودنت را بر دیوار خط کشیدم

ببین این دیوار لامروت دیگر جایی برای خط زدن ندارد

خوش به حال تو که خودت را راحت کردی

یک خط کشیدی تنها ، آن هم روی من

نوشته شده در سه‌شنبه 07 شهریور 1391ساعت 23:35 توسط loveblove| ارسال نظر(4) |

نیستی همنفسم سهم دلم بی کسیه

تنهایی پر از غم و حسرت و دلواپسیه

بی تو این زنده بودن زندگی محسوب نمیشه

زخم رو قلب شکسته ام تا ابد خوب نمیشه

نوشته شده در سه‌شنبه 07 شهریور 1391ساعت 23:28 توسط loveblove| ارسال نظر(0) |

من به زنجیر وفای تو اسیرم چه کنم

گر نیایی به خدا بی تو بمیرم چه کنم

در هوای غم عشق تو ز خود بی خبرم

که من از عشق تو محتاج و فقیرم چه کنم

 

نوشته شده در یکشنبه 05 شهریور 1391ساعت 22:12 توسط loveblove| ارسال نظر(0) |

درد یک پنجره را پنجره ها میفهمند

معنی کور شدن را گره ها میفهمند

سخت است بالا بروی ساده بیای پایین

قصه ی تلخ مرا سرسره ها میفهمند

یک نگاهت به من آموخت که درحرف زدن

چشم ها بیشتر از حنجره ها میفهمند

 

نوشته شده در یکشنبه 05 شهریور 1391ساعت 22:05 توسط loveblove| ارسال نظر(0) |

طراح : sasan tabasi